The problem with marketing departments
مشکل بخش های بازاریابی
پنجاه سال پیش، پیتر دراکر گفت که هر تشکیلات تجاری فقط و فقط دارای دو عملکرد اساسی می باشد: ابتکار و بازاریابی
حتی امروز هم، مدیران صنایع هنوز ضجه و ناله می کنند که عملکرد بازاریابی از بین رفته است.
مساله اول: شرکت ها تعاریف بسیار متنوعی از "بازاریابی" دارند. برای برخی از شرکت ها، بازاریابی یک عملکرد ابتکاری است که موجب توسعه وب سایت های جذاب، بروشورهای پر زرق و برق و فعالیت های گران قیمت می شود. برای دیگران، ارقام پر سر و صدای MBAدر سهم بازار است و برای بسیاری از شرکت های B2B کوچک تا متوسط، هزینه ای است که نتایج مشکوک و سوال برانگیزی در بر دارد.
مارک استیونس، در وبلاگ اندیشه غیرمتعارف خود، نکته بسیار مهمی در مورد تعریف بازاریابی و نقش آن در کسب و کار ارائه می دهد:
"خطرناک ترین واژه در هر کسب و کاری – بخش بازاریابی- در یک نگاه سطحی به نظر کاملا بی ضرر می رسد. در واقع، حتی ممکنست به نظر چیز خوبی بیاید. شرکتی که وظیفه ای را مختص به بازاریابی کسب و کار خود کرده است."
مارک توضیح می دهد: "اما ایجاد یک بخش بازاریابی، عملکرد بازاریابی را به بخش های کوچکتر تقسیم می کند." این کار محیطی را ایجاد می کند که بازاریابی را به عنوان یک تیم منفرد، در نظر می گیرد و معمولا تیمی می داند که تاکید آن بر موادر ابتکاری و فعالیت هاست. به این ترتیب بازاریابی به هزینه ای تبدیل می شود که در زمان های سخت تکه تکه خرج می شود. یک خانخانی
او ادامه می دهد که: "بازاریابی روند رشد یک کسب و کار است." و وقتی بازاریابی را متصل به یک بخش می کنی، بسیار راحت است که کار را با یک عملکرد باریک و وابسته که در استراتژی کسب و کار دخالتی ندارد، به اتمام برسانی. در نتیجه، "شما به طور موثر، تاثیری را که بازاریابی می تواند بر شرکت داشته باشد، از بین می برید."
ما هم موافق هستیم. بازاریابی یک مورد در خط بودجه و یا مجموعه ای از فعالیت ها و موادی که نتایجی سوال برانگیز به بار بیاورد، نیست. بازاریابی یک فرایند کاملا استراتژیک تولید درآمد است:
· توسعه استراتژی مخصوص کسب و کار خود
· ایجاد ابزارها و فرایندهایی برای ارائه آن استراتژی
· افزایش و مدیریت مشتریان
در شرکت های دانا و زرنگ، این تیم ها کنار هم کار کرده و استراتژی های کسب و کار خود را توسعه داده، ابزار و روندها را ایجاد کرده و یک اساس قدرتمند مشتری را برپا و حفظ می کنند.
اگر از عملکرد بازاریابی شرکت خود خشنود نیستید، روش سازماندهی این تیم را مرور کنید. آیا آن ها در استراتژی نیز مداخله می کنند یا عمدتا بر فعالیت های تاکتیکی و مواد متمرکز شده اند؟ آیا تمام تیم شما حقیقتا نزدیک به هم کار کرده، یک هدف مشترک را دنبال می کنند یا این که شما با یک تیم رقابتی که با هم مبارزه می کنند و انگشت اشاره را به سوی دیگری می گیرند، دست و پنجه نرم می کنید؟
به نظرتان می آید این موضوع راجع به شما نیز صدق می کند؟ شما تنها نیستید. اما اگر آرمان هایی بلندپروازانه دارید، اجازه ندهید شرکت شما با بازاریابی به عنوان یک ایتم خطی در هزینه ها برخورد کند.
توصیه پیتر دراکر را به یاد داشته باشید شرکت شما دو چیز را در یک بشقاب دارد. اولین چیز ابتکار و خلاقیت است و دومی بازاریابی است. بازاریابی، تلاشی گروهی است، فرایندی است که کسب و کار شما را به جلو می راند تا این که آن را در جزیره ای دورافتاده، تنها رها کند.
منبع :marketingmo
موضوعات مرتبط: مدیریت ، تجارت الکترونیک ، حسابداري ، فناوري اطلاعات ، اقتصاد ، بورس ، آموزشی
