مدیران ابرشرکتها -بزرگ و قدیمی- معمولا تعریف تقلبی از «چابکی» کارمندانشان ارائه میکنند و بدون آنکه قائل به کشف «ستارههای جدید» در سازمان باشند، توقع دنبالهروی نیروها از ابلاغیهها را دارند. مطالعات میگوید این نوع مدیریت، حکم مرگ کسبوکار را صادر میکند. استارتآپها چون از این تفکر ویرانگر در امان هستند، جای ابرشرکتها را خواهند گرفت.
سایت دنیای اقتصاد
نویسنده: سیدارشد حسینی
سلسله مراتب متعلق به دنیای باستان است (با سرعت تغییرات در دنیای امروز، ۱۰ سال قبل هم دوران باستان محسوب میشود!). اگر چه احتمال دارد در کوتاهمدت تاثیرات مثبتی در رشد شرکت داشته باشد. اما آنقدر نارسا است که در ادامه چیزی برای گفتن ندارد. سلسله مراتب اجازه نمیدهد افراد یکدیگر را انسان و برابر ببینند و نظام فکری و ارزش یکدیگر را درک کنند. سلسله مراتب مانع میشود که افراد با همدیگر حرف بزنند و ناخودآگاه به آنها القا میکند که همه چیز را نباید گفت و اگر هم گفته شد انتظار شنیدن حرفها را نباید داشت. همین تفکر است که خسته شدن را درک نمیکند و اصرار دارد که مشکلات فرد به محیط کارش ارتباط ندارد. در واقع جلو بردن فعالیتها با این طرز فکر، بیشتر ناشی از سادهلوحی است. سادهلوحی که خود شاید ناشی از تنیدن تارهای محکم همه چیز دانی به دور خود است. اینکه این تارهای به هم تنیده تا چه اندازه فعالیتهای سازمان را فریز کند، حتما در دایره تدبیر و عمل آن سازمان و افرادش است.
موضوعات مرتبط: مدیریت ، هنر و فرهنگ ، تجارت الکترونیک ، حسابداري ، فناوري اطلاعات ، ورزشي ، اقتصاد ، بورس ، آموزشی
ادامه مطلب
